محرم امسال
چند سالی میشد دلم میخواست محرم بریم مشهد ولی هر سال نمیشد. آخه بابایی چون از بچگیش محرم اینجا بوده ، اینجا رو بیشتر دوست داره
تا اینکه امسال وقتی دیدم آقاجون اینا دارن میرن مشهد ، منو تو هم با هاشون راهی شدیم. چهارم محرم رفتیم و چهاردهم برگشتیم. آخ که چقد خوش گذشت. ناگفته نمونه که آقاجون اینا هنوز برنگشتن (خوش به حالشون
)
محرم اونجا رو دوست داشتم. همین که یه تنوع بود و با سالای قبلمون فرق کرد خیلی خوب بود. بیشتر از همه نماز جماعتایی که با مامان میرفتم خیلی چسبید.معلوم نیست چند ساله نرفتم نماز جماعت! نه ....نه ....یادم اومد ...رفتم....همین عید...نماز جماعت تو حرم پیامبر ....نماز جماعت رو به روی کعبه.....
واااااااای دوباره هوایی شدم... از صبح که مامان زنگ زد و گفت واسه اسفند ثبتنام کردن واسه مکه، بدجور هوایی شدم.کاش میشد یه جوری باهاشون برم. ولی هیچ راهی نداره.میدونم
خیلی حالم گرفتست... کلی واسه امسال برنامه ریخته بودم واسه رفتنمون ولی همش هدر رفت...حیفففففففففففف ... خداجون دمت گرم! چرا دعوتمون نکردی؟
اشکالی نداره...من پررو اَم...منتظر می مونم!


محرم امسال
